نگارم در زد
شبانگاهان
شبانگاهان تا حريم فلك ، چون زبانه كشد سوز و آوازم
شرر ريزد ، بي امان به دل ساكنان فلك ، ناله سازم
دل شيدا حلقه را شكند تا بر آيد و راه سفر گيرد
مگر يكدم گرم و شعله فشان تا به پاي جهان ، بال و پر گيرد
خوشا اي دل بال و پر زدنت ، شعله ور شدنت در شبانگاهي
به بزم غم ديدگان تري ، جان پر شـــــــــرري ، شعله آهي
بيا ساقي تا به دست طلب ، گيرم از كف تو جام پي در پي
به داد دل ، اي قرار دلم ، نو بهار دلم ، مي رسي پس كي ؟
چو آن ابر نو بهارم من ،
به دل شور گريه دارم من
مي توانم آيا نبارم من ؟
نه تنها از من قرار دل مي ربايد اين شور شيدايي
جهاني را ديده ام يكسر ،ديده ام يكسر ، غرق درياي ناشكيبايي
بيا در جان مشتاقان ، گل افشان كن ، گل افشان كن
به روي خود شــــــــــــب ما را چراغان كن ، چراغان كن
کاروان
با کاروان تا ماه من محمل به محمل می رود
سرگشته از ای آه من منزل به منزل می رود
اشکم به دامان می رود
آهم به کیهان می رود
دل از بر جان می رود
جان در پی دل می رود
محمل نشین ماه من
دلداردلخواه من
از بخت گمراه من
رفت از برم ماه من
از بخت گمراه من
رفت از برم ماه من
تاکی بگردم حکم ستاره
بینم به کامش شاید دوباره
با من بگویید ای ریگ صحرا
با من بگویید ای سنگ خارا
کین ره ندارد غم را کناره
کین ره ندارد غم را کناره
از داغت ای آیینه خون می جوشد از مینای دل
جان می طراود همچون می از چشم خون پالای دل
شب می خرامد بی طرب
دل می تپد با تاب و تب
ای دلبر شکوه گر دلدار شیرین شکر
از بزم یاران سفر کردی چرا بیخبر ؟
ما را نهادی بی ما دریغا
تاچون سرآید هجر تو بر ما
ای زموافه مرغ خوش آوا
درمان ندارد داغ اوستا
درمان ندارد داغ اوستا
سرگشته از ای آه من منزل به منزل می رود
اشکم به دامان می رود
آهم به کیهان می رود
دل از بر جان می رود
جان در پی دل می رود
محمل نشین ماه من
دلداردلخواه من
از بخت گمراه من
رفت از برم ماه من
از بخت گمراه من
رفت از برم ماه من
تاکی بگردم حکم ستاره
بینم به کامش شاید دوباره
با من بگویید ای ریگ صحرا
با من بگویید ای سنگ خارا
کین ره ندارد غم را کناره
کین ره ندارد غم را کناره
از داغت ای آیینه خون می جوشد از مینای دل
جان می طراود همچون می از چشم خون پالای دل
شب می خرامد بی طرب
دل می تپد با تاب و تب
ای دلبر شکوه گر دلدار شیرین شکر
از بزم یاران سفر کردی چرا بیخبر ؟
ما را نهادی بی ما دریغا
تاچون سرآید هجر تو بر ما
ای زموافه مرغ خوش آوا
درمان ندارد داغ اوستا
درمان ندارد داغ اوستا
+ نوشته شده در سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 9:18 توسط فرشید پیری
|