بیساران

 بیساران

 

 

شیعره کانوو ماموسا مه و لو وی

ئیــمـــــشه‌و دیـــاره‌ن بانــــگم بــێ شـه‌رمه‌ن

زایــــه‌ڵه‌ی سه‌متوور کــه‌له‌م وه‌ گــــه‌رمــه‌ن

صــــه‌دای زیل و به‌م مـه‌ینه‌ت صه‌د ته‌رزه‌ن

خه‌فه‌ت شـــــــادیشه‌ن خــه‌م ده‌مـــاخ به‌رزه‌ن

ادامه نوشته

خاکی کووچه ی یاره که م ئیکسیری ساغی و ژینمه 

جوانی روخسار وو نگاری هیزی ئه ژنو وو تینمه

بو چی به م ده رده م ئه با خو خوی ده زانی حاله که م
  
بو قژی ئالووز وو لوولی دایمه هه ر شینمه
 
گه ر به بی تو بچمه سه یری سه روی باخ وو شوره بی
 
تف له سه رو وو شوره بی  بی تو له هه ر دوو قینمه
 
هه ر وه کوو پووش وو په لاش که وتوم له کووچه ی یاردا
 
گیژه لووکه ش نام فرینی چوونکه که عبه ی دینمه
 
خه لک ئه لین کوفره مه که به م ته ر حه مه دحی یاری خوت  
 
گوی گرانی خوشه ویست من یاره که م ئایینمه
 
کی خه یالم بیته دی یاران بلیم ئوخی منم
 
وا که قولی یاری خوم شه و له ژیر بالینمه

تيشه فرهاد دلي درياوار
درد شيرينو به خاطر بسپار

چک چک نورو از سقف بازار
ديروز دورو به خاطر بسپار

شمعي روشن کن پاي هر ديوار
سايه هامونو به خاطر بسپار

شهزاده عشق سراپا ايثار
از آتش گذشت به خاطر بسپار

بودن يعني عشق غربت يعني درد
اي درد کهنه از اين جا برگرد

شکل گريه نيست گريه زير آب
گريه در رگبار به خاطر بسپار

اي تو از جنس گل ابريشم
نام تو يعني تکرار شبنم

بي تو مي ترسم وقت سرودن
با تو گود مي ره شهامت من

تا دريا درياست رودي جاري باش
تا عاشق تنهاست شعري کاري باش

دستامو بگير اي خوب ناياب
بگو از مهتاب از فتح مرداب

بودن يعني عشق غربت يعني درد
اي درد کهنه از اين جا برگرد

آوازم در خود از صدا افتاد
به خاطر بسپار به خاطر بسپار

یار دبستانی من

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد مرده دل های آدماش
دست من و تو باید این پرده هارو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

گياهان دارويي موثر در درمان زخم و سوختگي ها

ادامه نوشته

گیاهان دارویی موثر در درمان پارکینسون

نام علمی گیاه

نام فارسی

اندام مورد استفاده

مقدار مصرف

 

Centella assiatica

 

آب بشقابی

 

 

 

برگ

 

دم کرده:4-3 فنجان

تنتور:30-20 قطره سه بار در روز

 

Crategus oxyacanta

 

زالزالک

 

 

سر شاخه گلدار

 

 

1 گرم گل دم کرده, 4-3  بار در روز

 

Silybum marianum

 

خار مریم

 

 

میوه

 

 

5-3 گرم پودر میوه دم کرده

ادامه نوشته

New hafez

"نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد"

گرچه اوضاع خراب است اخیراً اما 

این همه فاجعه مشمول زمان خواهد شد

وضع امزشتانبهتر از این می گردد 

دوزخ داغ کلاس عین جنان خواهد شد

نعره های شب همسایه ی خوابگاهیتان 

عینهو صوت دل انگیز بنان خواهد شد

اگرت وام ندادند دلا خرده مگیر 

که به جیب" امد ازین راه و از ان خواهد شد"

دو سه روزی اگر از مرغ خبر نیست چه باک 

مرغ شل سوی سر دیگ دوان خواهد شد

بوی بد بوی کباب از سرتان خواهد رفت 

سلف محبوب شما گلپسران خواهد شد

حل شود مشکل خوابگاه بزودی یاران 

لال از این شعبده ها نعره زنان خواهد شد

انکه در فکر شما نیست عزیزان گلم

دم به دم از ته قلبش نگران خواهد شد

گرچه ماسیده به ما هر چه غم و کاستی است

لیک این ماست نترشیده روان خواهد شد

مشکلااتی که گرغته است گریبان شما

به یک ان از یقه تان باز پران خواهد شد

کم بگویید که اوضاع چنین است و چنان

هر چه خواهید از این لحظه همان خواهد شد

"محمد حاجی مرادی

دانشجوی پزشکی"

نگارم در زد

نگارم در زد ... نگارم در زد
خداوندا ياري كن دلم ميلرزد
من اين يك دم را به عمري جويم
كه خواهم با او غم دل گويم
بيا اي ساقي به من ده جامي
كه جانم در رقص آرد شراب باقي
چه ها ميبينم؟ خيال است آيا؟
چه مي نوشم اين جام وصال است آيا؟
عيان يار و يار ... چه حال است آيا؟
به دريا گفتم شبي راز دل
خروشيد از غم سر زد به سنگ ساحل
نگارا يك دم از اين موج غم نبودم غافل
ادامه نوشته

سرو روان من کو

هر کس به خانماني دارد مهرباني


من مهربان ندارم نامهربان من کو


اي مردمان بگوئيد آرام جان من کو


راحت فضاي هر کس محنت رسان من کو


نامش همي نيارم بردن به پيش هر کس


گه گه به ناز گويم سرو روان من کو


هر کس به خانماني دارد مهرباني


من مهربان ندارم نامهربان من کو


در بوستان شادي هر کس گلي بچيند


آن گل که نشکنندش در گلستان من کو


سرو روان من کو


 جانان من سفر کرد با او برفت جانم


باز آمدن از ايشان پيداست آن من کو


سرو روان من کو


نامش همي نيارم بردن به پيش هر کس


گه گه به ناز گويم سرو روان من کو


اي مردمان بگوئيد آرام جان من کو


راحت فضاي هر کس محنت رسان من کو


در بوستان شادي هر کس گلي بچيند


آن گل که نشکنندش در گلستان من کو


سرو روان من کو


جانان من سفر کرد با او برفت جانم


باز آمدن از ايشان پيداست آن من کو


سرو روان من کو